آب حیات من تویی
دانلود پادکست قرارعاشقی آب حیات من تویی
ای بجهان نهان چو جان روشنی جهان توئی
از همه دیدها نهان در همه جا عیان توئی
میکشدش بهر طرف در پی این و آن توئی
میشکند عزیمتم ناگه و بیگمان توئی
در دل من ندا کند هی مرو آنچنان توئی
باز مرا در آن سفر همدم انس و جان توئی
تا که بدیدم آنچه بود در تتق جهان توئی
خاک مرا بباد داد ز آب رخ بتان توئی
کرد ز چشمهٔ حیاه آب روان، روان توئی
جان من این درین توئی جان تو آن در آن توئی
در سر بیخمار من مستی جاودان توئی
می نکنم غلط که آن غمزه زن نهان توئی
گر تو نگوئی آن منم کیست بگوید آن توئی
هست عیان چو آفتاب دلبر من نهان توئی
قبلهٔ عارفان توئی مقصد سالکان توئی
حسن و جمال دلربا برزخ دلبران توئی
به نام خدایی که همین نزدیکیست، به نان خدای کل این جهان دوست داشتنی، به نام پروردگار کل دو عالم.